سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
92
زبور آل داود ( فارسى )
و ساختن قلعه و ارگ و محافظت شهر و تحقيق محاسبات عمال عراق روانه نمود . بعد از دو ماه از ورود ايشان به شهر قم ، ابراهيم شاه نيز وارد و عادل شاه مكحول را با متعلقان حرم خود و جواهر خانه و خزانه و اسباب بيوتات پادشاهى و بنهء امرا و لشكريان از افغان و قزلباش و اوزبك و توپخانه كه زياده از چهل هزار كس بودند به آن جناب سپرده خود به ارادهء مقابله و مجادله با شاهرخ ميرزا از راه دامغان روانهء سمت خراسان گرديد . در منزل خوار كه از بلوكات سمنان است ، جماعت قزلباش ، به سبب اتحاد او با افغان و اوزبك ، به او شوريده و او بىاختيار شده همراه افغان و اوزبك رو به جانب قم آوردند . چون اللّه يار خان افغان در آن وقت ، به سبب مرض ، در قم مانده بود ، از استماع بر هم خوردگى قزلباش با افغان ، مردم [ او ] در اماكن خلوت فرصت نموده در قتل و نهب كوتاهى و خوددارى نمىنمودند . آن جناب چندين دفعه نزد اللّه يار خان و شاهين خان كس فرستادند و اعلام اين مطلب نمودند . آنها انكار نمودند . بعد از چند روز ، باز ظاهر مىشد كه جمعى بىگناه در گوشه و كنار در دست اشرار كشته گشتهاند . از استماع اين اخبار آتش غيرت و غضب آن جناب اشتعال نموده حكم بر اخراج آن جماعت فرمودند . آنها را طوعا كرها از شهر بيرون كردند و مقرّر شد كه سپاه قزلباش در محلات و اسواق به جهت محافظت و ممارست مستعد باشند و هر يك از آنها كه در بيرون رفتن تكاهل نمايند مقتول سازند و نزد اللّه يار خان و شاهين خان پيغام فرستادند كه سپاه افغان در اين مدت انواع اذيت به اهل شهر رسانيده و مىرسانند . قزلباشيه راضى به بودن آنها در شهر نيستند . بايد شما بنه و عيال افغان و اوزبك را به سلامت برداشته از شهر برويد كه مبادا از قزلباش آسيبى به شما برسد . از اين پيغام اللّه يار خان خشمناك شده در كمال درشتى جواب داد كه ما دست از جواهر خانهء پادشاهى برنخواهيم داشت . چون سخن به اينجا رسيد ، طرفين مستعد جدال شده بر يكديگر تاختند . قزلباشيه غالب آمدند . جمعيت آنها را متفرق و جمعى از افاغنه مقتول شدند ، اللّه يار خان و بقيّة السيف خود را به دروازهء شهر رسانيده بيرون رفتند . آن جناب حكم به انضباط سنگرهاى اطراف و جوانب داده مستعد و منتظر ورود سپاه افغان و اوزبك كه زياده از پنجاه هزار كس بودند شدند .